ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
545
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
ديگر از مماليك خاص الملك الصالح ، اقطاى جامهدار و آيبك تركمانى بودند . اينان به سبب قدرت يافتن مماليك تورانشاه همه رانده شده بودند ، از اين رو گرد هم آمدند و عصيان آغاز نهادند و آهنگ خلع الملك المعظم تورانشاه كردند . تورانشاه پس از شكست فرنگان ، از منصوره به مصر بازمىگشت چون كشتى او به كنار برج رسيد و خواست بر آن سوار شود بر او حملهور شدند . بيبرس با شمشير به او حمله كرد . تورانشاه به برج گريخت . آتش در برج زدند . به سوى دريا گريخت . او را زير باران تير گرفتند . خود را به آب افگند . در ميان آب به ضرب تير كشته شد . دو ماه بود كه به مصر آمده بود و از حكومتش دو ماه ميگذشت . اين اميرانى كه تورانشاه را كشته بودند ، اجتماع كردند و ام خليل شجرة الدر زوجهء الملك الصالح ايوب را به پادشاهى برداشتند . او مادر خليل پسر الملك الصالح ايوب بود و خليل در ايام حيات پدرش مرده بود . از اين رو شجرة الدر را ام خليل مىخواندند . به نام شجرة الدر بر منابر خطبه خواندند و به نام او سكه زدند و علامت او را كه « ام خليل » بود بر فرمانها و منشورها نقش كردند . شجرة الدر ، عز الدين آيبك چاشنىگير را سرپرستى لشكر داد . چون دولتشان استقرار يافت ، فرانسيس خواست كه دمياط را به مسلمين تسليم كند و از بند اسارت آزاد گردد مسلمانان در سال 648 بر دمياط استيلا يافتند . فرانسيس به كشتى نشسته به عكا رفت و اين فتحى عظيم بود . شاعران قصايد پرداختند ، از جمله آن قصايد يكى قصيدهء جمال الدين مطروح نايب دمشق است كه در اين روزگار در ميان مردم رايج است . و اللّه تعالى ولى التوفيق . و آن قصيده اين است : قل للفرنسيس اذا جئته * مقال صدق عن قؤول فصيح آجرك اللّه على ما جرى * من قتل عباد يسوع المسيح اتيت مصر تبتغى ملكها * تحسب ان الزمر يا طبل [ ( 1 ) ] ريح فساقك الحين الى ادهم * ضاق به فى ناظر يك الفسيح و كل اصحابك او دعتهم * بسوء تدبيرك بطن الضريح خمسون الفا لا يرى منهم * الا قتيل او اسير جريح وفقك اللّه لأمثالها * لعلنا من شرككم [ ( 2 ) ] نستريح ان كان بابا كم بذا راضيا * فرب غش قد اتى من نصيح اوصيكم خيرا به انه * لطف من اللّه اليكم اتيح لو كان ذا رشد على زعمكم * ما كان يستحسن هذا القبيح فقل لهم ان اضمر و اعودة * لاخذ ثار او لقصد قبيح دار ابن لقمان على حالها * و القيد باق و الطواشى صبيح
--> [ ( 1 ) ] متن : شركم . [ ( 2 ) ] متن : بالطبل .